آ ا ب پ ت ث ج چ ح خ د ذ ر ز ژ س ش ص ض ط ظ ع غ ف ق ک گ ل م ن و ه ی
پسر و دختر
پسر
دختر
... 251 252 253 254 255  ... 
مَهنام
/mah nām/
(مَه = ماه + نام (در قدیم) (به مجاز) = نشان، اثر، صورت، ظاهر)، 1- نشان و اثرِ ماه، دارای صورت و ظاهر ماه؛ 2- (به مجاز) زیباروی ماه مانند.
مُهنّد
/mohannad/
(عربی) (در قدیم) ساخته شده در هندوستان به ویژه نوعی شمشیر، هندوانی، شمشیر هندی.
مهنور
/mah nur/
(مه = ماه + نور) 1- نورِ ماه ؛ 2- (به مجاز) زیبارو.
مَهنوش
/mah nuš/
(= ماه نوش)، ( ماه نوش.
مَهوش
/mahvaš/
1- (= ماه وش)، ( ماه وش؛ 2- (در قدیم) (شاعرانه) مانند ماه؛ 3- (به مجاز) زیبارو.
مَهکامه
/mah kāme/
(مَهکام + ه (پسوندنسبت))، 1- منسوب به مهکام؛ 2- (به مجاز) آرزوی زیبای روی.
مَهیا
/mahyā/
(اوستایی)، بزرگ.
مِهیاد
/mah yād/
(مِه = مِهتر، بزرگتر + یاد)، 1- تداعی‌گر مِهتری و بزرگی؛ 2- (به مجاز) مِهتر و بزرگتر.
مَهیار
/mah yār/
1- (= ماهیار)، ( ماهیار؛ 2- (اَعلام) 1) پیرمردی مهمان نواز در روزگار بهرام گور؛ 2) پهلوان ایرانی که نام او دو بار در گرشاسب نامه‌ی اسدی طوسی آمده، اول در جنگ اول گرشاسب با لشکر بهو، دوم در جنگ دوم گرشاسب با سالاران بهو؛ 3) مهیار دیلمی: [قرن 5 هجری] شاعر عرب زبان ایرانی، از شاگردان شریف‌رضی.
مَهیسا
/mahisā/
(مَهی+ سا (پسوند شباهت)) (= مهسا)، ش مَهسا.
... 251 252 253 254 255  ...