آ ا ب پ ت ث ج چ ح خ د ذ ر ز ژ س ش ص ض ط ظ ع غ ف ق ک گ ل م ن و ه ی
پسر و دختر
پسر
دختر
... 251 252 253 254 255  ... 
مِهرزاد
/m.-zād/
(= زاده‌ی مهر) (اَعلام) بنا بر بعضی از نسخه‌های شاهنامه نام یکی از پسران اسفندیار است (مهرنوش).
مِهرسا
/m.-sā/
(مهر = خورشید + سا (پسوند شباهت))، 1- مثل خورشید؛ 2- (به مجاز) زیبارو.
مهرشاد
/m.-šād/
(= خورشاد)، ( خورشاد.
مهرشید
/m.-šid/
(= خورشید)، ( خورشید.
مِهرگان
/mehr(e)gān/
1- جشنی که در ایران قدیم در شانزدهم مِهر به مناسبت یکی شدنِ نام روز با نام ماه بر پا می‌شده است؛ 2- (در قدیم) (به مجاز) پاییز؛ 3- (در قدیم) (در موسیقی ایرانی) از الحان قدیمی ایرانی (مهرگان خردک).
مِهرگل
/m.-gol/
(مهر = خورشید + گل)، 1- گل آفتاب، گل آفتاب گردان؛ 2- (به مجاز) زیبا و لطیف .
مِهرناز
/m.-nāz/
(اَعلام) نام خواهر کیکاووس که وی را به همسری رستم داده بودند.
مِهرنسا
/m.-nesā/
(فارسی ـ عربی) (مهر = خورشید + نسا)، 1- خورشید زنان؛ 2- (به مجاز) زیباروی در میان زنان.
مِهرنِگار
/m.-negār/
(مهر = خورشید + نگار = (به مجاز) معشوق زیباروی، دختر یا زنِ زیباروی، بت، صنم)، 1- روی هم به معنی خورشید زیباروی؛ 2- (به مجاز) زیباروی درخشان.
مِهرنوش
/m.-nuš/
(مهر = خورشید + نوش = جاویدان) (به مجاز) زیبایی جاوید و همیشگی، همیشه زیبارو.
... 251 252 253 254 255  ...