آ ا ب پ ت ث ج چ ح خ د ذ ر ز ژ س ش ص ض ط ظ ع غ ف ق ک گ ل م ن و ه ی
پسر و دختر
پسر
دختر
... 251 252 253 254 255  ... 
مَهسان
/mahsān/
(مه = ماه + سان (پسوند شباهت))، + مهسا.
مهستا
/ma(e)ha(e)stā/
(مهست = بزرگترین، مهمترین + ا (پسوند نسبت))، 1- منسوب به مهست؛ 2- (به مجاز) دختر بزرگتر و مهمتر؛ 3- (به مجاز) دارای قدر و مرتبه ی عالی.
مَهستی
/mahasti/
(فارسی ـ عربی) (مَه = ماه + ستی = مخفف سیدتی)، 1- ماه خانم، ماه بانو؛ 2- (اَعلام) مهستی گنجوی [قرن6 هجری] شاعره‌ی ایرانی که بعضی او را معاصر سلطان سنجر و بعضی معاصر سلطان محمود غزنوی دانسته‌اند، مهستی چنگ و عود را استادانه می‌نواخت و شهرتش بیشتر به خاطر رباعی هایی است که سروده. دیوانش چاپ شده است.
مَهشاد
/mah šād/
(= ماهشاد)، ( ماهشاد.
مَهشید
/mah šid/
(= ماه شید)، پرتو ماه، ماهتاب، + ( ماه شید.
مَهفام
/mah fām/
(مَه = ماه + فام (پسوند به معنی رنگ))، 1- به رنگ ماه، به رنگ مهتاب؛‌ 2- (به مجاز) زیبارو.
مَهگل
/mah gol/
(مَه = ماه + گل)، 1- گلِ ماه؛ 2- (به مجاز) زیبارو.
مَهلا
/mahlā/
(عربی) (اسم صوت) آهسته! بی شتاب!.
مُهنا
/mohannā/
(عربی) 1- در خور، شایسته؛ 2- (در قدیم) گوارا و خوش؛ 3- دور از رنج.
مَهناز
/mah nāz/
(= ماه ناز)، ) ماه ناز.
... 251 252 253 254 255  ...