آ ا ب پ ت ث ج چ ح خ د ذ ر ز ژ س ش ص ض ط ظ ع غ ف ق ک گ ل م ن و ه ی
پسر و دختر
پسر
دختر
... 256 257 258 259 260  ... 
ناردانه
/nār dāne/
1- (در قدیم) دانه‌ی انار؛ 2- (به مجاز) اشک خونین.
ناردین
/nārdin/
1- (در گیاهی) گل خوشه ای بلند، به هم فشرده، و معطر به رنگ های قرمز، آبی، سفید و زرد؛ 2- (در گیاهی) گیاه این گل پیازدار، علفی، پایا، و از خانواده ی سوسن است؛ 3- (در گیاهی) خوشه ی بعضی گیاهان مانند جو و گندم؛ 4- (در قدیم) (به مجاز) گیسو، زلف؛ 5- (در قدیم) (به مجاز) موی صورت.
نارگل
/nār gol/
گل انار، (گلنار).
ناروَن
/nārvan/
(در گیاهی) 1- گروهی از گیاهان درختی برگ ریز زینتی یا جنگلی خودرو که میوه‌ی فندقه‌ی بالدار آنها اوایل فروردین می‌رسد، آغال پشه؛ 2- درختی برگ ریز که در همه جا پراکنده و از جمله درختان جنگلی نقاط معتدل است.
ناروُن
/nārvon/
(در قدیم) (در گیاهی) درخت انار، ناربُن، انار. + ن.ک. ناربُن. 1-
نارین
/nārin/
(عربی ـ فارسی) (نار + ین (پسوند نسبت))، 1- منسوب به نار، آتش؛ 2- (به مجاز) سرخ رنگ (زیبا).
نارینا
/nārinā/
(عربی ـ فارسی) (نارین + ا (پسوند نسبت))، منسوب به نارین، ( نارین.
نارینه
/nārine/
(نار = انار، آتش + اینه /-ine/ (پسوند نسبت)، 1- منسوب به انار؛ 2- منسوب به آتش؛ 3- (به مجاز) سرخ گون؛ 4- زیبارو
نازآفرین
/nāz āfarin/
(= نازآفریننده) 1- (به مجاز) معشوقی که ناز بسیار به کار برد؛ 2- آن‌که نعمت و رفاه و خوشی پدید آورد؛ 3- نازآفریده؛ 4- پدید گشته از ناز و فخر و تکبر؛ 5- به لطف و نرمی آفریده شده.
نازپری
/nāz pari/
(اَعلام) نام دختر پادشاه خوارزم که همسر بهرام گور بود.
... 256 257 258 259 260  ...