آ ا ب پ ت ث ج چ ح خ د ذ ر ز ژ س ش ص ض ط ظ ع غ ف ق ک گ ل م ن و ه ی
پسر و دختر
پسر
دختر
... 261 262 263 264 265  ... 
نازیک
/nāzik/
(در ترکی) نازک، باریک، ظریف، لطیف.
ناصح
/nāseh/
(عربی) 1- نصیحت کننده، پند دهنده؛ 2- (در قدیم) دلسوز، خیرخواه.
ناصر
/nāser/
(عربی) 1- (در قدیم) نصرت دهنده، یاری کننده؛ 2- (اَعلام) 1) ناصرخسرو: [394-481 قمری] حکیم، شاعر و نویسنده‌ی ایرانی، متولد قبادیان بلخ. پیشوای اسماعیلیان خراسان، مؤلف سفرنامه، که گزارش سفر هفت ساله‌ی او به سرزمینهای اسلامی است، جامعُ‌الحکمتین، خوانُ‌الاخوان، گشایش و رهایش، زادُالمسافرین، وجه دین. 2) ناصر: لقب ابوالعباس احمد، خلیفه‌ی عباسی [575-622 قمری]، معاصر با محمّد خوارزمشاه و چنگیزخان مغول.
ناصرالدین
/nāseroddin/
(عربی) 1- یاری کننده‌ دین؛ 2- (اَعلام) 1) ناصرالدین شاه: شاه ایران [1264-1313 قمری] از سلسله‌ی قاجار، که در 17 سالگی شاه شد. وزیرش امیرکبیر را پس از سه سال عزل کرد و کشت. استقلال افغانستان را به رسمیت شناخت. سه بار به اروپا سفر کرد. به دست میرزا رضا کرمانی کشته شد. در زمان او نخستین مؤسسه‌های آموزش عالی جدید تأسیس شد، تلگراف، تلفن و برق به ایران راه یافت. چاپ و نشر روزنامه و کتاب رواج یافت؛ 2) ناصرالدین لقب محمودابن ملکشاه سلجوقی: [485-487 قمری]، ن محمود 3- ، 5) ؛ 3) ناصرالدین ابوالمعالی محمّد مشهور به ملک کامل: شاه ایوبی مصر [615-635 قمری] که حمله‌ی صلیبیان را دفع کرد.
ناطق
/nāteq/
(عربی) 1- سخنران؛ گوینده، سخن‌گو؛ دارای توانایی سخن گفتن، گویا؛ 2- (در قدیم) آشکارا، واضح، بیّن؛ 3-(در قدیم) آشکار کننده، بازگو کننده؛ 4- (در ادیان) در نزد شیعه‌ی اسماعیلی، پیامبر اسلام(ص).
ناعمه
/nāeeme/
(عربی) (مؤنث ناعم)، 1- نرم و لطیف؛ 2- مرغزار، باغ.
نافع
/nāfee/
(عربی) 1- سود رساننده، سودمند، مفید؛ 2- از صفات و نام‌های خداوند.
نامجو
/nām ju/
1- (به مجاز) نامدار، مشهور؛ 2- (در قدیم) جویای آوازه و شهرت.
نامدار
/nām dār/
1- (به مجاز) دارای آوازه و شهرت بسیار، مشهور، معروف؛ 2- (در قدیم) (به مجاز) بزرگ، بزرگوار، پهلوان؛ 3- (در قدیم) (به مجاز) نفیس، قیمتی؛ 4- گزیده، گزین، بسیار خوب.
نامی
/nāmi/
(منسوب به نام)، 1- (به مجاز) مشهور، معروف؛ 2- (در قدیم) محبوب، گرامی؛ 3- (در عربی) (اسم فاعل از نموّ و نَماء) به معنی نمو کننده، بالنده، روینده.
... 261 262 263 264 265  ...