آ
ا
ب
پ
ت
ث
ج
چ
ح
خ
د
ذ
ر
ز
ژ
س
ش
ص
ض
ط
ظ
ع
غ
ف
ق
ک
گ
ل
م
ن
و
ه
ی
نُزهتالزمان
/nozhatozzamān/
موجب خوشی و شادمانی اهل زمانه.
نَژلا
/nažlā/
(= نَجلا)، نَجلا.
نِسا
/nesā/
(عربی، نساء)؛ 1- (در قدیم) زنان؛ 2- (اَعلام) 1) سورهی چهارم از قرآن کریم، دارای صدو هفتاد و شش آیه؛ 2) شهر باستانی، در نزدیکی شهر کنونی عشق آباد در ترکمنستان.
نَسار
/nasār/
(= نسا) 1- جایی که آفتاب کمتر به آن بتابد، سایه؛ 2- سایبانی که از چوب و خاشاک ساخته شده باشد؛ 3- (در لهجه ی قمی، nesār) طرف سایه، (در لهجه ی اراکی، nesār) جایی که کمتر آفتاب برسد، (در لهجه ی تهرانی، nesār) جنوب؛ + ن.ک. سایه.
نَستر
/nastar/
(در قدیم) (در گیاهی) نسترن، ( نسترن.
نَسترن
/nastaran/
1- (در گیاهی) گلی شبیه رُز ولی کم پَرتر و کوچکتر از آن به رنگهای صورتی، سفید یا زرد؛ 2- گیاه این گل که درختچهای افراشته یا پراکنده از خانوادهی گل سرخ است؛ 3- (در قدیم) (به مجاز) رخسار و بناگوش معشوق.
نسرین
/nasrin/
1- (در گیاهی) گلهای زرد یا سفید خوشهای معطر که یکی از گونههای نرگس است؛ 2- گیاه این گل که علفی، پایا، زینتی و از خانوادهی نرگس است و برگهای بلند و مخطط دارد؛ 3- (در قدیم) (به مجاز) صورتِ معشوق.
نسریندخت
/n.-doxt/
(نسرین+ دخت = دختر) 1- دختر نسرین وش؛ 2- (به مجاز) زیباروی و با طراوت.
نَسیبه
/nasibe/
(عربی) 1- (در قدیم) دارای اصل و نسب؛ 2- خویشاوند و نزدیک؛ 3- (اَعلام) نام یک زن صحابی شجاع از بنی نجّار که در هنگام ظهور اسلام به پیامبر اسلام(ص) ایمان آورد و در سلک صحابهی وی در آمد و در جنگها شرکت و مردانه دوشادوش مسلمانان پیکار میکرد.
نَسیم
/nasim/
(عربی) 1- باد ملایم و خنک، باد بسیار آرام؛ 2- (در قدیم) بوی خوش؛ 3- (در عرفان) تجلی جمالی الهی و رحمت متواتر و نفس رحمانی را گویند.