آ ا ب پ ت ث ج چ ح خ د ذ ر ز ژ س ش ص ض ط ظ ع غ ف ق ک گ ل م ن و ه ی
پسر و دختر
پسر
دختر
... 211 212 213 214 215  ... 
محبت
/moha(e)bbat, mahabbat/
(عربی) 1- دوست داشتنِ کسی یا چیزی، مهربان بودن نسبت به کسی یا چیزی، مِهر، دوستی؛ 2- (در تصوف) شور و شوق بسیار داشتنِ سالک برای رسیدن به خداوند.
محبوب
/mahbub/
(عربی) 1- آن‌که یا آنچه که مورد علاقه و توجه دیگران است، دوست داشتنی، مورد محبت؛ 2- (در تصوف) خداوند، چنانچه به طور مطلق حق را محبوب گویند.
محبوبه
/mahbube/
(عربی) 1- نام گیاهی (محبوبه‌ی شب)؛ 2- محبوب (زن)؛ 3- معشوق، معشوقه، محبوب، + ن.ک. محبوب.
محترم
/mohtaram/
(عربی) 1- قابل احترام، عزیز و گرامی؛ 2- (در قدیم) دارای حرمت و مقدس.
محتشم
/mohtašam/
(عربی) 1- دارای حشمت و شکوه، با حشمت؛ 2- (در قدیم) دارای خَدَم و حَشَم زیاد؛ 3- (به مجاز) بزرگ و توانگر و ثروتمند؛ 4- (اَعلام) محتشم: (= محتشم کاشانی) [قرن10 هجری] شاعر مرثیه سرای ایرانی، که به ویژه 12 بند او در مرثیه‌ی شهیدان کربلا معروف است. دیوانش به نام جامع‌الطایف چاپ شده است.
محجوب
/mahjub/
(عربی) 1- با حجب و حیا و مؤدب؛ 2- (در قدیم) در حجاب شده، پوشیده، پنهان؛ 3- (در قدیم) (به مجاز) بازداشته شده، منع شده؛ 4- (در عرفان) کسی که میان او و حق حجابی هست و هنوز شایستگی درک حقیقت و دیدار حق را نیافته است.
محجوبه
/mahjube/
(عربی) 1- (مؤنث محجوب)، ( محجوب، 2- دارای حجاب (زن).
مُحَدِثه
/mohaddese/
(عربی) (مؤنث مُحَدِث)، 1- مُحَدِث (زن)، مُحَدِث؛ 2- (اَعلام) یکی از القاب حضرت زهرا(س).
محراب
/mehrāb/
(عربی) 1- جایی از مسجد (معمولاً با معماری خاص) در سمت قبله که امام جماعت هنگام نماز خواندن در آنجا می‌ایستد؛ بخشی از یک عبادت‌گاه که هنگام عبادت در آنجا می‌ایستند یا رو به آن قرار می‌گیرند؛ 2- (در قدیم) (به مجاز) عبادت‌گاه، قبله؛ 3- (در عرفان) هر مطلوب و مقصودی که دل متوجه بدان باشد آن را محراب گویند.
محسن
/mohsen/
(عربی) 1- (در قدیم) نیکوکار، احسان کننده؛ 2- از نام‌ها و صفات خداوند؛ 3- (اَعلام) 1) نام فرزند علی ابن ابی‌طالب(ع)؛ 2) نام فرزند امام هفتم شیعیان امام موسی‌الکاظم(ع).
... 211 212 213 214 215  ...