آ ا ب پ ت ث ج چ ح خ د ذ ر ز ژ س ش ص ض ط ظ ع غ ف ق ک گ ل م ن و ه ی
پسر و دختر
پسر
دختر
... 246 247 248 249 250  ... 
مُنیره
/monire/
(عربی) نورانی و روشن و درخشان و آشکار.
مَنیژه
/maniže/
(اَعلام) (در شاهنامه) دختر افراسیاب، که عاشق بیژن پهلوان ایرانی شد و با کمک رستم همراه بیژن به ایران گریخت. داستان او با بیژن یکی از پر آوازه‌ترین و دلکش‌ترین داستانهای شاهنامه می‌باشد.
مَه جَبین
/mah jabin/
(فارسی ـ عربی) (به مجاز) دارای پیشانی سفید و زیبا، زیباروی.
مَه‌رخ
/mah rox/
1- ماه رخ، آن که دارای رخساری چون ماه است؛ 2- (به مجاز) زیبا، خوبرو.
مَه‌سیما
/mah simā/
(فارسی ـ عربی) (= ماه سیما)، ( ماه سیما و ماه چهر.
مَه‌لقا
/mah laqā/
1- ماه رو، ماه روی، ماه لقا؛ 2- کنایه از زیبارو(ی) است.
مِه‌نیا
/meh niyā/
آن که نیاکان و اجدادش از بزرگان و سروران است، بزرگ زاده.
مه‌یاس
/mah yās/
(مَه = ماه + یاس)، 1- ماهی که چون گل یاس است؛ 2- یاسی که چون ماه است؛ 3- (به مجاز) زیباروی و با طراوت.
مِها
/mehā/
بزرگ، بزرگتر. [چنانچه این کلمه مَها /mahā/ تلفظ شود منسوب به ماه است؛ (به مجاز) زیبارو].
مهاباد
/mahābād/
(اعلام) 1) رودی در استان آذربایجان غربی به طول 85 کیلومتر، که از ارتفاعات جنوب غربی سرچشمه می گیرد و پس از عبور از مهاباد و مخلوط شدن با رودهای دیگر به دریاچه ی ارومیه می ریزد؛ 2) شهرستانی در جنوب شرقی استان آذربایجان غربی با مرکز مهاباد. [نام پیشین آن ساوجبلاغ بوده است]؛ 3) شهری در شهرستان اردستان در استان اصفهان.
... 246 247 248 249 250  ...