آ ا ب پ ت ث ج چ ح خ د ذ ر ز ژ س ش ص ض ط ظ ع غ ف ق ک گ ل م ن و ه ی
پسر و دختر
پسر
دختر
... 286 287 288 289 290  ... 
هَیثَم
/haysam/
(عربی) 1- جوجهی عقاب؛ 2- جوجهی کرکس؛ 3- (اعلام) 1) هَیثَم بن اَسوَد، ابوالعُریان، مَذحِجی [حدود 100 میلادی] خطیب و شاعر اهل کوفه و از اعیان آن شهر، وی در نزاع میان عبدالله بن زبیر و عبدالملک بن مروان به یاری عبدالملک برخاست و در لشکرکشی مَسلَمة بن عبدالملک به قسطنطنیه نیز همراه وی بود؛ 2) هَیثَم بن سَهل تُستَری [260-152 قمری] مُحدث مُعمَّر؛ 3) هَیثَم بن معاویه خراسانی [156 میلادی] از امرای عصر عباسی که اصل او از مردم خراسان بود و در سال 141 به حکومت طایف و مکّه منصوب شد وی مدت یک سال نیز امارت بصره را داشت.
هیدی
/hidi/
(کردی) آرام، آهسته، بردبار.
هیدیکا
/hidikā/
(کردی) به آهستگی.
هیراد
/hirād/
(دساتیر) 1- خود را به مردم تازه روی و خوشحال وانمود کردن؛ 2- بشیر.
هیربَد
/hirbad/
(اوستایی) 1- آموزگار، معلم؛ 2- شاگرد، آموزنده؛ 3- رئیس آتشکده؛ 4- (در ادیان) پیشوای دینی در دین زرتشتی؛ 5- (اَعلام) نام دانایی پاکدل که کلید دار سراپرده کاووس بود.
هیرش
/hireš/
(کردی، hêriš) 1- یورش، حمله، هجوم؛ 2- فشار؛ 3- اشک.
هیرو
/hiru/
(هیر = آتش + او /-u/= (پسوند نسبت))، منسوب به آتش؛ 2- آتشی و سرخ گون؛ 3- (به مجاز) زیبارو.
هَیفا
/hayfā/
(عربی) (مؤنث اهیف) زن کمر باریک (باریک میان).
هیلا
/ha(e)lā/
نام پرنده‌ای است، باشه (پرنده‌ای شکاری کوچکتر از باز).
هیمن
/himan/
(کردی، hemin ) آرام.
... 286 287 288 289 290  ...