آ
ا
ب
پ
ت
ث
ج
چ
ح
خ
د
ذ
ر
ز
ژ
س
ش
ص
ض
ط
ظ
ع
غ
ف
ق
ک
گ
ل
م
ن
و
ه
ی
والِه
/vāleh/
(عربی) 1- عاشق بی قرار، شیفته و مفتون؛ 2- حیران، سرگشته، مبهوت؛ 3- (در حالت قیدی) در حال شیفتگی. (اَعلام) واله/vāle/، [فرانسوی] ایالتی در جنوب سویس، نزدیک مرز فرانسه و ایتالیا.
والیه
/vāliye/
(عربی) (مؤنث والی) (در قدیم) حاکم و پادشاه و سلطان (زن).
وانیا
/vāniyā/
(عربی) ملایم، آهسته (نسیم).
وَجیه
/vajih/
(عربی) 1- زیبا، خوشگل، وجیهه؛ 2- دارای قدر و منزلت و محبوبیت نزد مردم.
وَجیهالله
/vajihollāh/
(عربی) ویژگی آنکه در نزد خداوند دارای قدر و منزلت و محبوبیت است.
وَجیهه
/vajihe/
(عربی) (مؤنث وجیه) زیبا، خوشگل (زن).
وحید
/vahid/
(عربی) 1- یگانه، یکتا، بینظیر؛ 2- (در حالت قیدی) (در قدیم) جدا از دیگران، تنها؛ 3- (اَعلام) 1) وحید تبریزی: [قرن 10 هجری] ادیب ایرانی، مؤلف مفتاح البدایع، در علم بدیع و رساله جمع مختصر؛ 2) وحید دستگردی: [1259-1321 شمسی] شهرت ادیب و محقق ایرانی، ناشر مجلهی ادبی ارمغان و مصحح و ناشر خمسهی نظامی، دیوان کمال الدین اصفهانی و دیوان باباطاهر. 3) وحید قزوینی (= محمّد طاهر): [قرن 12 هجری] مورخ و منشی ایرانی، وزیر شاه سلیمان صفوی، مؤلف تاریخ شاه عباس دوم به نام عباسنامه.
وحیدرضا
/vahid rezā/
(عربی) از نامهای مرکب، ( وحید و رضا.
وحیده
/vahide/
(عربی) (مؤنث وحید)، ( وحید. 1- و2-
وَدود
/vadud/
1- از نامها و صفات خداوند؛ 2- (در قدیم) بسیار مهربان.